تجبیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجبیة. [ ت َب ِ ی َ ] (ع مص ) (از: «ج ب ی ») بر هیأت راکعان باستادن . (تاج المصادر بیهقی ). پشت خم کرده استادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نهادن هر دو دست بر دو زانوی خود. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نهادن هر دو دست بر دو زانوی خود بحالت ایستاده . (اقرب الموارد). ◄ نهادن هر دو دست بر زمین . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بر روی افتادن . (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسجده درافتادن . (اقرب الموارد).
تجبیه . [ ت َ ] (ع مص ) (از: «ج ب هَ») سرنگون کردن خود را.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). ◄ نوعی از تشهیر و آن چنان باشد که روی هر دو زانی را سرخ یا سیاه کرده بر شتر یا خر سوار کنند بطرزی که روی یکی مخالف روی دیگری باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط).