تجدد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ جَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- نو شدن، تازه شدن.<BR>۲- گرایش به نو شدن و نوخواهی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ جَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نو شدن، تازه شدن. ۲- گرایش به نو شدن و نوخواهی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجدد. [ ت َ ج َدْ دُ ] (ع مص ) نو شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (زوزنی ) (آنندراج ). نو گردیدن . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ شیر بشدن از پستان . (تاج المصادر بیهقی ). خشک گردیدن شیر پستان . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
نوگرایی، نوآوری، نوپرستی روشنفکری تازه شدن، نو شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
مدرنیسم، غربزدگی، بدعت، مدرنیته، نوآوری نوزایی، رنسانس، [انقلاب]
واژگان فارسی سره واژهدان
نومنشی، نوخواهی، نوجویی، نوآوری، نو اندیشی، تازهگرایی