تجرجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجرجر. [ ت َ ج َ ج ُ ] (ع مص ) (از: «ج رر») ریختن آب را در حلق . (از الغریبین ابوعبید هروی )(از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ جرعه نوشیدن آب . (منتهی الارب ) (از قطر المحیط) (ناظم الاطباء). ◄ گرداندن شیر بانگ خود را در گلوگاهش . (قطر المحیط).