تجریم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجریم . [ ت َ ] (ع مص ) تمام شدن سال . (تاج المصادر بیهقی ). تمام کردن سال . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بیرون آمدن از چیزی . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ پاره پاره کردن چیزی . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). ◄ نسبت دادن جرم بکسی . (از اقرب الموارد).