تجسس نمودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجسس نمودن . [ ت َ ج َس س ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تجسس کردن : و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود. (سندبادنامه ص ١٨٩). رجوع به تجسس کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجسس نمودن . [ ت َ ج َس س ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تجسس کردن : و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود. (سندبادنامه ص ١٨٩). رجوع به تجسس کردن شود.