تجعثم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجعثم . [ ت َ ج َ ث ُ ] (ع مص ) ترنجیدن و درهم کشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فشرده شدن و داخل شدن بعضی در بعض دیگر. تجعثن . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به تجعثن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجعثم . [ ت َ ج َ ث ُ ] (ع مص ) ترنجیدن و درهم کشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فشرده شدن و داخل شدن بعضی در بعض دیگر. تجعثن . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به تجعثن شود.