واژه جو

تجلی زار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تجلی زار. [ ت َ ج َل ْ لی ] (اِ مرکب ) جایی که نور و روشنایی در آن فراوان باشد. جلوگاه نور. آنجا که در فروغ و روشنی همچون کوه طور بود هنگام تجلی نور الهی بر آن : غنچه سان از دست برده غمزه ٔ خوبان مرا هر تجلی زار چاک سینه صبح محشر است . ملا بیخود جامی (از آنندراج ). صفحه را کلکم تجلی زارکرد از مطلعی گر فروغش مطلع خورشید باشد چون سها. شفیع اثر (ایضاً).

معنی تجلی زار | واژه جو