تجلی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننمود، نمایان، رخنمایی، درخشان، آشکارمترادفها و واژههای مرتبطبروز، پیدایی، جلوه، جلوهگری، ظهور، نمودتابش، روشنی، فروزشآشکار شدن، جلوه کردن، ظاهر شدنواژه قبلی: تجسمواژه بعدی: تجلیل