واژه جو

تجمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تجمی . [ ت َ ج َم ْ می ] (ع مص ) مجتمع شدن قوم با هم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). مجتمع شدن آن گروه با هم . (ناظم الاطباء).

معنی تجمی | واژه جو