تجنیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجنیز. [ ت َ ] (ع مص ) مرده را بر تخت نهادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). ◄ نماز گزاردن کاهن مرده را. (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجنیز. [ ت َ ] (ع مص ) مرده را بر تخت نهادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). ◄ نماز گزاردن کاهن مرده را. (از اقرب الموارد).