تجن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجن . [ ت َ ج َ ] (اِخ ) هریرود پس از عبور از سرحد شرقی ایران، تجن نامیده میشود و وارد ریگزار خوارزم میگردد. قاموس الاعلام ترکی در ذیل کلمه ٔ تجند آرد: از رودهای آسیای میانه که چون از هرات میگذرد هریرود نام دارد، آنگاه با چند رود دیگر می پیوندد و از سرحد ایران و افغانستان میگذرد و سپس به صحرای خوارزم که اکنون در دست روسیه است وارد می شود و در ریگزارناپدید میشود. طولش چهارصد هزار گز است . رجوع به جغرافیای طبیعی کیهان ص ٩٦ و تاریخ ایران باستان ج ١ ص ١٤٧ و ج ٣ ص ٢١٨٨ و تاریخ مغول عباس اقبال ص ٥ شود.
تجن . [ ت َ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران است که در بیست وچهارهزارگزی شمال ورامین و سه هزارگزی راه خراسان قرار دارد. جلگه ای معتدل است و ٧٢ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ جاجرود و محصول آنجا صیفی و چغندر قند است و شغل اهالی زراعت است و راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
تجن . [ ت َ ج َ ] (اِخ ) (رود...) رود تجن از کوه نیزآباد (در دهستان پشتکوه، بخش دودانگه ) سرچشمه میگیرد و رودهای مشهوری که به آن می پیوندد عبارتند از: لاجیم رود، رود فریم، زارمرود، گرمابرود و از جنوب بشمال جریان دارد و در هشت هزارگزی جنوب ساری از کوهستان خارج شده و از خاورشهر گذشته در فرح آباد به دریای خزر میریزد و طول آن در حدود ١٢٠ هزار گز است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). رابینو در سفرنامه ٔ مازندران و استراباد آرد: از رودخانه ٔ تجن عبور کردیم زیرا دو تا از هفده طاق پل بزرگی را که آغامحمدخان قاجار در نیم فرسخی ساری بر تجن ساخته بود بهار سال قبل سیل برده بود. تجن رودخانه ٔ زیبایی است، بستر آن سنگ و ریگ فراوان دارد. این رودخانه از کوههای بین پلور و فولادمحله سرچشمه میگیرد. ابتدا دشت هزارجریب را مشروب ساخته در یک فرسخی شهر وارد جلگه ٔ ساری و در ١٨ میلی ساری در فرح آباد به دریای خزر وارد میشود. روی هم رفته تقریباً ١٨ فرسخ طول آنست . در کنار پل کنونی آثار پایه های پل قدیمی هست که میگویند شاه عباس ساخته بود. این پل در نزدیکی رودخانه ٔ ده آزاد گله واقع است . (سفرنامه ٔ رابینو ترجمه ٔ وحید ص ٨٦). و رجوع به جغرافیای طبیعی کیهان ص ٧١ و سفرنامه ٔ استرآباد رابینو ترجمه ٔ وحید ص ٢٤ و ٧٤ و ٧٦ و ٨٣ و ٨٤ و ١٦٤ شود.