تجهیزات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجهیزات . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تجهیز. ساز و برگ . جهاز. اسباب کار. ساز جنگ . وسایل کار و کارزار.
مترادف و متضاد واژهدان
اسباب، سازوبرگ، عدت، لوازم، یراق اسلحه
واژگان فارسی سره واژهدان
سازوبرگ، ساز و برگها، ساز و برگ، آمادگیها، آگاهیها