واژه جو

تحجیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) [ ع. ] (مص م.) در پرده کردن، بازداشتن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(تَ) [ ع. ] (مص م.) در پرده کردن، بازداشتن.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تحجیب . [ ت َ ] (ع مص ) در پرده کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).

معنی تحجیب | واژه جو