تحدید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برای چیزی حد و مرز تعیین کردن. ۲- تیز کردن کارد و مانند آن.مترادفها و واژههای مرتبطافراز، کرانبندی، محدود، محصور، مفروزتعیینحدود کردن،تیز کردنواژه قبلی: تحدیثواژه بعدی: تحدیق