تحدی
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ حَ دّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) برابری کردن در کاری. ۲- نبرد جستن، به نبرد خواندن. ۳- فزونی جستن. ۴- (مص م.) قصد کردن چیزی را. ۵- پیش خواندن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ حَ دّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) برابری کردن در کاری. ۲- نبرد جستن، به نبرد خواندن. ۳- فزونی جستن. ۴- (مص م.) قصد کردن چیزی را. ۵- پیش خواندن.