تحذیر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحذیر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ترسانیدن : و ایشان را از عاقبت شکستن آن عهد بسی تحذیر کرد. (تاریخ قم ص ٢٥٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحذیر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ترسانیدن : و ایشان را از عاقبت شکستن آن عهد بسی تحذیر کرد. (تاریخ قم ص ٢٥٤).