تحفیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحفیض . [ ت َ ] (ع مص ) انداختن چیزی را از دست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). پراکندن تخم را و انداختن از دست . (آنندراج ): و حُفضت النذور و اردفتهم فضول اﷲ و انتهت القسوم . امیةبن ابی الصلت (در صفت بهشت ). یقول اذا انتهوا الی الجنة تسقط عنهم النذور. (اقرب الموارد). ◄ سپس انداختن . ◄ خشک گردانیدن زمین را. ◄ تخفیف کردن خدای تعالی از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (قطر المحیط) (اقرب الموارد).