تحقیر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
خجالت کشیدن، خجالتزده شدن، شرمنده شدن، سرخ شدن، سر را بهپایین انداختن، بهطرف دیگر نگاه کردن ازنظر افتادن، ازچشم افتادن، خوار شدن، بیاعتبار شدن، بیرتبه شدن، بدنام شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
خجالت کشیدن، خجالتزده شدن، شرمنده شدن، سرخ شدن، سر را بهپایین انداختن، بهطرف دیگر نگاه کردن ازنظر افتادن، ازچشم افتادن، خوار شدن، بیاعتبار شدن، بیرتبه شدن، بدنام شدن