تحلم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ حَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بردباری نمودن، حلم ورزیدن. ۲- به تکلف بردباری نمودن.مترادفها و واژههای مرتبطبردباری، حلمورزیخواب دیدنواژه قبلی: تحللواژه بعدی: تحلی