تحلیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحلیلی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به تحلیل . انتزاعی . مجرد، چون هندسه ٔ تحلیلی، احکام تحلیلی . ♦ احکام تحلیلی ؛ اصطلاحی است در تقسیم تصدیقات منسوب به کانت و بر طبق این تقسیم احکام بر دو گونه خواهند بود: تحلیلی و ترکیبی . احکام ترکیبی آنهایی هستند که در آنها محکوم ٌبه بطور ضمنی در محکوم علیه موجود است . مثال : تمام اشعه ٔ دایره با هم مساوی هستند. مثال دیگر: جسم دارای سه بعد است . (از روانشناسی تربیتی تألیف علی اکبر سیاسی صص ٢٤٠ - ٢٤١). ♦ هندسه ٔ تحلیلی ؛ اساس این هندسه بر مبنای مطالعه ٔ هندسی بوسیله ٔ روشهای جبری قرار دارد که آنرا آنالیز گویند و این گونه تحقیق عبارت از تعیین نقطه و اشکال هندسی و منحنیهای گوناگون بوسیله ٔ اعداد جبری و دستگاه مختصات است . و رجوع به دایرةالمعارف وان نوسترانس ص ٨٦ شود.