تحمل کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برتافتن، تاب آوردن، طاقت آوردن بردباری کردن، شکیبا بودن تن در دادن، کشیدن، متحمل شدن، خم به ابرو نیاوردن تسامحنشان دادن، تساهل کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برتافتن، تاب آوردن، طاقت آوردن بردباری کردن، شکیبا بودن تن در دادن، کشیدن، متحمل شدن، خم به ابرو نیاوردن تسامحنشان دادن، تساهل کردن