تحموت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحموت . [ ت َ ] (ع اِ) خیک روغن که در آن رُب انداخته باشند. ◄ (ص ) تمر تحموت ؛ خرمای نیک شیرین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحموت . [ ت َ ] (ع اِ) خیک روغن که در آن رُب انداخته باشند. ◄ (ص ) تمر تحموت ؛ خرمای نیک شیرین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).