تحمید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحمید. [ ت َ ] (ع مص ) مبالغت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). مبالغه ٔ حمد. (زوزنی ). نیک ستودن . (دهار). نیک ستودن و پی درپی ستایش کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نیک ستودن و پی درپی ستودن . (فرهنگ نظام ) : از سخای تو زبان همه کس بر تو جاری به ثنا و تحمید. سوزنی . چو دولت بایدم، تحمید ذات مصطفی گویم که در دریوزه صوفی گرد اصحاب کرم گردد. سعدی . ◄ بسیار حمد گفتن خدا را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ثنا گفتن خدای را پیاپی . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) : همیشه تا بسر خطبه ها بود تحمید همیشه تا زبر نامه ها بود عنوان . فرخی . ◄ الحمد للّه گفتن . (قطر المحیط).