تحوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحوب . [ ت َ ح َوْ وُ ] (ع مص ) توبه کردن از گناه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اجتناب کردن مرد از گناه . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ◄ دردمندی نمودن و نالیدن از اندوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطرالمحیط). ◄ بانگ کردن شغال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ با جزع و بانگ گریستن . ◄ تضرع کردن در دعا. (اقرب الموارد).