تحکم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحکم کردن . [ ت َ ح َک ْ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حکم کردن . فرمان دادن . تعدی کردن . فرمانروایی کردن به زور. رجوع به تحکم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحکم کردن . [ ت َ ح َک ْ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حکم کردن . فرمان دادن . تعدی کردن . فرمانروایی کردن به زور. رجوع به تحکم شود.