تخاریب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخاریب . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تخریب . ویران کردن ها : و تعبیه ٔ لشکرها و تخاریب بلادو شهرها بر آن شیوه پیش گیرند. (جهانگشای جوینی ).
تخاریب . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تُخْروب . (قطر المحیط). سوراخها مانند خانه های زنبوران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ◄ سوراخ که در آن مگس انگبین نهد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (از ناظم الاطباء). بمعنی نخاریب به نون که تابجای نون آمده است . (از قطر المحیط). صاحب نشوءاللغة آرد: النخاریب و التخاریب ؛ خروق کبیوت الزنابیر و الثقب التی یمج النحل العسل فیها. (نشوءاللغة ص ٢٣).