تخالف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) با همدیگر خلاف کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) با همدیگر خلاف کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخالف . [ ت َ ل ُ ] (ع مص ) با یکدیگر خلاف کردن . (زوزنی ) (دهار) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). مخالفت و دگرگونی . (غیاث اللغات ). ضد توافق . (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
مترادف و متضاد واژهدان
تضاد، تناقض، خلاف، مخالفت مخالفت ورزیدن (متضاد: توافق)