تخبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) خبر دادن، آگاه کردن، آگاهانیدن.<BR>۲- (اِمص.) آگاهی ؛ ج. تخبیرات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) خبر دادن، آگاه کردن، آگاهانیدن. ۲- (اِمص.) آگاهی ؛ ج. تخبیرات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخبیر. [ ت َ ] (ع مص ) خبر کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (زوزنی ). خبر دادن و آگاه کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).