تخت بخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت بخت . [ ت َ ب َ ] (اِ مرکب ) اقبال و دولت . (ناظم الاطباء). ♦ تخت بخت مملکت ؛ حکومت و فرمانروایی : دختر بهمن اسفندیار که پیش از آمدن اسکندر بدان حدود بر، تخت بخت مملکت در تحت تصرف و فرمان او بود اساس و بنای آنرا فرمود. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٦).