تخت ستانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت ستانی . [ ت َ س َ / س ِ ] (حامص مرکب ) پیروزی بر پادشاهی . غلبه کردن بر سلطانی . ستاندن تخت از پادشاهی و تصرف کردن کشور او : چون خلفا گنج فشانی کنی تاج دهی، تخت ستانی کنی . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت ستانی . [ ت َ س َ / س ِ ] (حامص مرکب ) پیروزی بر پادشاهی . غلبه کردن بر سلطانی . ستاندن تخت از پادشاهی و تصرف کردن کشور او : چون خلفا گنج فشانی کنی تاج دهی، تخت ستانی کنی . نظامی .