تخت سلیمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت سلیمان . [ ت َ ت ِ س ُ ل َ ] (اِخ ) در یکی از بلندیها که در سر راه شیراز و اصفهان واقع است خرابه های درهم و برهمی دیده میشود و چنین به نظر می آید که آثار شهری است . در اینجا چیزی که مخصوصاً جالب توجه می باشد بنایی است از سنگهای تراشیده به ارتفاع ١٢ متر و سه ربع (در جایی که ارتفاع محفوظ مانده ). این بنای سنگی را اهل محل تخت سلیمان نامند و تصور می رود پایه ٔ ارگ یا قلعه ای بوده . (ایران باستان ج ٢ ص ١٥٦٧).
تخت سلیمان . [ ت َ ت ِ س ُ ل َ ] (اِخ ) از کوههای دوهزار. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٥٣ و ترجمه ٔ وحید ص ٢٠٤ شود.
تخت سلیمان . [ ت َ ت ِ س ُ ل َ ] (اِخ ) آثار قلعه ای است که درنزدیکی اشاقی قرار دارد. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٦١ و ترجمه ٔ وحید ص ٢١٧ شود.