تخت طاقدیسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت طاقدیسی . [ ت َ ت ِ ] (اِخ ) تختی بوده است چندطبقه که صور جمیع بروج و کواکب را بر آن نقش نموده بوده اند و آن از فریدون به خسرو پرویز رسیده بود. گویند تمام عساکر خسرو در طبقات آن جا می شده اند. (برهان ). ◄ نام لحن پنجم است از سی لحن باربد. (برهان ) : چو تخت طاقدیسی ساز کردی بهشت از طاقها در باز کردی . (از آنندراج ). ◄ (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام نوایی هم هست از موسیقی . (برهان ). نام نوایی و لحنی . (شرفنامه ٔ منیری ). به همه ٔ معانی رجوع به تخت طاقدیس شود.