تخت عاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت عاج . [ ت َ ت ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تخت دندان پیل . (آنندراج ). اریکه و اورنگی که از دندان پیلان سازند پادشاهان را : چو بر پشت پیلان نهم تخت عاج ز هندوستان آورندم خراج . نظامی (از آنندراج ). ◄ کنایه از روز است . ◄ عبارت از سرین و شرمگاه نیز کنند. (آنندراج ).