تخت فیروزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخت فیروزه . [ ت َ ت ِ زَ / زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است . (فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) تخت کیخسرو را نیز گویند. (برهان ). کنایه از تخت کیخسرو باشد. (انجمن آرا). تخت کیخسرو. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به تخت طاقدیس شود.