واژه جو

تخت ییلاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخت ییلاق . [ ت َ ی ِی ْ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان خرقان شرقی در بخش آوج شهرستان قزوین است که در بیست هزارگزی خاور آوج و بیست هزارگزی راه عمومی در کوهپایه قرار دارد. سردسیر است و ٥٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. مردم آنجا از ایل بغدادی هستند و در تابستان برای تعلیف گوسفند به کوه آق داق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی تخت ییلاق | واژه جو