تختنوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تختنوس . [ ت ُ ] (اِخ ) (به فارسی : دخت نوش ) وی دختر لقیطبن زُوارة بود و پدرش او را به اسم دختر کسری نامید و در تعریب، شین به سین بدل شد و معنی آن دختر نوش است . (از المعرب جوالیقی ص ١٤٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تختنوس . [ ت ُ ] (اِخ ) (به فارسی : دخت نوش ) وی دختر لقیطبن زُوارة بود و پدرش او را به اسم دختر کسری نامید و در تعریب، شین به سین بدل شد و معنی آن دختر نوش است . (از المعرب جوالیقی ص ١٤٢).