تخته شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته شدن . [ ت َ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مسطح و هموار شدن . تخته شدن یاقوت ؛ مسطح و هموار شدن یاقوت . (آنندراج ) : مفتون راه و رسم هنرور نمیشود یاقوت اگرچه تخته شود در نمیشود. تأثیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته شدن . [ ت َ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مسطح و هموار شدن . تخته شدن یاقوت ؛ مسطح و هموار شدن یاقوت . (آنندراج ) : مفتون راه و رسم هنرور نمیشود یاقوت اگرچه تخته شود در نمیشود. تأثیر (از آنندراج ).