تخته پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته پوش . [ ت َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) پوشیده شده با تخته های چوبین . (ناظم الاطباء). به تخته پوشیده : سقف تخته پوش . ◄ (اِ مرکب ) تابوت : آخر نه بر سکندر شد تخته پوش عالم بی یار ماند تختش در تخت بار ششتر. خاقانی . چون گریزد دل از بلا که جهان بر دلم تخته پوش می بشود. خاقانی . چو دیدم کزین حلقه ٔ هفت جوش بر آن تختور شد جهان تخته پوش . نظامی .