تخرص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخرص . [ ت َ خ َرْ رُ ] (ع مص ) دروغ گفتن .(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). افترا کردن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دروغ گفتن و افترا کردن .(آنندراج ) (اقرب الموارد) (المنجد). قال ابوتمام : تخرصاً و احادیثاً مُلفَّقةً لیست بنبع اذا عدت و لا غَرَب . (اقرب الموارد).
تخرص . [ ت ِ رِ ] (معرب، اِ)یکی تخریص . (المعرب جوالیقی ). رجوع به تخریص شود.