تخسیجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخسیجی . [ ت َ ] (اِخ ) ابویزید خالدبن کردة السمرقندی التخسیجی . وی از تخسیج و مردی عالم و حافظ بود و از عبدالرحمن بن حبیب بغدادی و از وی حسین بن یوسف بن الخضرالطواویسی روایت کرده است، و گوید که خالدبن کردة او را حدیث گفته است . (از معجم البلدان ج ٢ ص ٣٦٨).
تخسیجی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب است به تخسیج . (انساب سمعانی ). رجوع به تخسیج شود.