تخس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تُ) (ص.) (عا.) ۱- بچه شیطان و بازیگوش. ۲- حرف نشنو، سرکش.
(تَ) (اِ.) ۱- گرما، حرارت. ۲- تپش قلب از رنج و اندوه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تُ) (ص.) (عا.) ۱- بچه شیطان و بازیگوش. ۲- حرف نشنو، سرکش.
(تَ) (اِ.) ۱- گرما، حرارت. ۲- تپش قلب از رنج و اندوه.