تخطرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخطرف . [ ت َ خ َ رُ ] (ع مص ) بشتاب رفتن و گام فراخ نهادن، یا دو گام را یک گردانیدن به تیزروی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بشتاب رفتن و گام فراخ نهادن و در تیزروی، دو گام را یک گردانیدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تندی در رفتار. (المنجد). ◄ مسترخی گردیدن پوست زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ به شمشیر زدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد).