تخطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخطر. [ ت َ خ َطْ طُ ] (ع مص ) گذشتن و تجاوز کردن از چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تخطره شر فلان ؛ یعنی گذشت از شر او. چنین است در نسخ وصحیح تخطراه است چنانکه در گفته ٔ عدی بن زید آمده : و بعینیک کل ذاک تخطرا- ک و تمضیک نبلهم فی النبال . گفته اند: تخطراک و تخطاک به یک معنی است و ابوسعیدصورت دوم یعنی تخطاک را روایت کرده و تخطراک را رد کرده است و دیگری گفته : تخطرانی شر فلان و تخطانی ؛ یعنی شر او از من گذشت . (از تاج العروس ج ٣ ص ١٨٥). تخطر؛ از خطر گذشتن . گویند: تخطر شر فلان ؛ یعنی از شر اوگذشت . و در بعضی از نسخ بصورت تخطری آمده است . (از شرح قاموس ترکی ). و رجوع به اقرب الموارد و المنجد شود.