تخقین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخقین . [ ت َ ] (ع مص ) پادشاه و سردار کردن قوم کسی را بر خود. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). پادشاه و رئیس کردن ترکان کسی را بر خود. (اقرب الموارد) (المنجد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخقین . [ ت َ ] (ع مص ) پادشاه و سردار کردن قوم کسی را بر خود. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). پادشاه و رئیس کردن ترکان کسی را بر خود. (اقرب الموارد) (المنجد).