تخلف افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخلف افتادن .[ ت َ خ َل ْ ل ُ اُ دَ ] (مص مرکب ) خلاف وعده و عهد واقع شدن امری . در این بیت، خطا بودن، تفسیر بخطا کردن، تعبیر نادرست و مانند آنها معنی میدهد : بود این نکته پر روشن که در باب جناب تو تخلف تا ابد افتاده در اقوال انسانی . علی خراسانی (از آنندراج ).