واژه جو

تخمیانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخمیانه . [ ت ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) بزر. (ربنجنی ). هر گونه تخم که باشد، چون دانه ٔ گندم و جو و تخم دیگر سبزیها و الحاصل هر دانه ای که قابل کشت در زمین باشد. (از لسان العجم شعوری ج ١ ص ٣٠٩ ورق الف ). حبوباتی که برای تخم کاشتن نگاه میدارند. (فرهنگ نظام از مهذب الاسماء).

معنی تخمیانه | واژه جو