تخمیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- سرشتن، مایه زدن. ۲- رسیدن شراب. ۳- ترشیده شدن.مترادفها و واژههای مرتبطمخمرشدگی، تجزیهشیمیاییخمیر کردن، سرشتن، مایه زدن، مخمر ساختنواژه قبلی: تخمیواژه بعدی: تخمیس