تخمیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخمیس . [ ت َ ] (ع مص ) پنج گوشه گردانیدن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). پنج رکن گردانیدن . ◄ در نزد شاعران، افزودن سه مصراع است به یک بیت، که جمعاً پنج مصراع باشد. (از اقرب الموارد) (از المنجد). شعر مخمس گفتن . رجوع به مخمس شود.