تخویر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخویر. [ ت َخ ْ ] (ع مص ) ضعیف و منکر شدن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ضعیف و سست شدن . (از المنجد). ضعیف شدن مرد. (اقرب الموارد). ◄ سست شدن زمین از کثرت باران و جاری شدن آب بر آن . (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ نسبت دادن کسی را به سستی . (از المنجد).