واژه‌جو

تخویل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخویل . [ ت َخ ْ ] (ع مص ) پادشاه گردانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ◄ خداوند چیزی گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). دادن و ملک گردانیدن خداوند برای کسی مال را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): خوّله ُ اللّه ُ مالاً؛ اعطاه ُ ایاه ُ متفضلاً و مَلَّکه ُ ایاه ُ. (اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تخویل | واژه‌جو